تبليغاتX
تيم كوهنوردي پتروشيمي اميركبير
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 12:16 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 12:8 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 12:6 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 11:1 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 10:57 |
 
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 10:54 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 10:43 |

 

يك زره محكم از جنس اراده، با آستر مقاومت تنت مي كني

 و يك سپر از شجاعت و ايثار مهم به دست مي گيري و با توشه اي

از يقين و تير و كماني كه فقط هدف را نشانه مي گيرد، رهسپار مي شوي.

از قبل به خودت نهيب مي زني كه اين را مملو از پستي و بلندي و آكنده

 از فراز و فرودهاست. با خودت زمزمه مي كني كه، از هيچ يك نه بسيار

 مسرور و نه بسيار بيم ناك شوي چرا كه معتقدي: ازدياد فرح، موجب غرور

 كاذب و فزوني يأس باعث چشيدن طعم تلخ شكست است.

نقشه را به نظاره مي گيري، گرچه نقصان علت، نياز به يك راه بلد

را گوشزد مي كند، ولي حس گرم صعود زير پوستت جريان دوانده

و مي خواهي براي رسيدن به اين عروج، از استقامت و تلاش خودت

مايه بگذاري. راه افتادي، به دو راهي مي رسي نمي ترسي، مواجهه

 با دو راهي را از قبل به خودت هشدار داده اي. نمي ترسي، چون

 تو آماده اي! و ميدان جنگ با گرز و سپر نمي خواهد. دفاعت هم

 با نيروي باطن است. هرچه هست هم صلح و بزم است و اگر

اينگونه نيست با يك عينك بزرگ خوش بيني اينگونه خواهي نگريست

 و بعد از اندكي گذشت زمان اين داستان رنگ واقعيت به خود مي گيرد.

مصايب مسير را به جان خريدي، آسيب مي بيني، مي افتي

ولي خيلي سريع به پا مي خيزي پيچ و تابي به جسم و صفايي

به روان مي دهي، باكي نيست اين جراحت احتمالي برايت شيرين است.

تو به صعود فكر مي كني و از هم اكنون ژست پس از پيروزي را

 تمرين مي كني، چرا كه موفقيت پيش روي تو است. زره اراده با بدنت

خويشاوند شده، توشه ايمان و يقينت براي مدت مديدي كفاف مي دهد

 و كوله باري از تجربه به عنوان ره آورد خواهي داشت. لبخند مي زني،

 با گام هاي آهسته اما مداوم، خيز بر مي داري و با انديشه بخشش

 سهم هر يك از دوستانت، قله را زير پاي خود احساس مي كني.

 تو به مقصد رسيده اي، با زره اراده و آستر مقاومت و توشه يقين !!

+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 11:57 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 10:34 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:16 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:15 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:13 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:11 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:9 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:8 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:6 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:20 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:18 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:17 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:16 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:15 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:13 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:53 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:52 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:49 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:47 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:45 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 14:42 |

 

کوله پشتی ات کجاست؟

کوله پشتی ات کجاست؟ کفش کوه و کیسه خواب
بادگیر و قمقمه یک کمی غذا و آب
***
راه ، خاک ، خستگی دره، تنگه ، چشمه، رود
قله، آرزو، امید سنگ و صخره و صعود
***
بچه ها! در این سفر کوله را سبک کنید
توشه مهم ماست مهربانی و امید
***
بچه ها! خدا خودش سر گروه ما شده
می رویم و راهمان از زمین جدا شده
***
آخرین پناهگاه روی قله خداست
راستی فرشته ها! قله خدا کجاست؟
***
خیمه می زنیم ما رو به قله های نور
از زمین ولی چقدر دور دور دور دور
مانده روی کهکشان رد پای بچه ها
رفته رفته ، رفته اند تا سپیده ، تا خدا

عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 15:4 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 15:3 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 15:1 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 14:59 |

 

مارین

موقعيت و تاريخچه
روستاي مارين از توابع بخش مرکزي شهرستان گچساران، با مختصات جغرافيايي 50 درجه و 48 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 33 دقيقه عرض شمالي، در 32 کيلومتري شمال شهر گچساران و 198 کيلومتري جنوب شرقي ياسوج قرار دارد.
اين روستا از شمال، به کوه ولي گنج و از جنوب غربي به کوه کاردي محدود مي‌شود.
ارتفاع اين روستا از سطح دريا 1080 متر است. آب و هواي مارين در فصول بهار و پاييز ملايم و مطبوع، در تابستان نسبتاً گرم و در زمستان سرد و خشک است. رودخانه شاه بهرام از شمال شرقي روستا عبور مي‌کند.
روستاي مارين يکي از روستاهاي تاريخي ايران است. راه سلطنتي شوش به تخت جمشيد و بيشاپور (در دوره هخامنشيان)، از 7 کيلومتري اين روستا عبور مي‌کرده است. موقعيت سوق‌الجيشي روستاي مارين، در دوره هخامنشيان، اشکانيان و ساسانيان سبب احداث قلعه‌هاي متعدد راهباني در حوزة نفوذ آن شده است.
مردم روستاي مارين به زبان لري سخن مي‌گويند، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.
الگوي معيشت و سکونت
براساس نتايج سرشماري سال 1375، روستاي مارين 619 نفر جمعيت داشته است که در سال 1385، به 549 نفر کاهش يافته است.
درآمد بيشتر مردم روستاي مارين از طريق فعاليت‌هاي زراعي، دامداري، باغداري، صنايع دستي و امور خدماتي تأمين مي‌شود. گروهي از مردم اين روستا، به امور دامپروري سنتي از طريق رمه‌گرداني اشتغال دارند. آن‌ها از اوايل ارديبهشت ماه به مناطق ييلاقي کوچ مي‌کنند و در شهريور ماه به قشلاق بازمي‌گردند. فاصله ييلاق و قشلاق عشاير اين روستا، در حدود 10 کيلومتر است.
کشت آبي و ديم در روستا رواج دارد و مهم‌ترين محصولات زراعي آن شامل گندم، جو و تره‌بار مي‌باشد. انار و ليموترش از محصولات باغي روستاي مراين به شمار مي‌آيند.
گوشت قرمز و انواع لبنيات مانند ماست، کره، کشک، دوغ و روغن حيواني به وفور در روستا توليد مي‌شود. زنان و دختران روستاي مارين در کنار فعاليت‌هاي زراعي به توليد صنايع دستي مانند گليم، قالي، توبره و جاجيم نيز مي‌پردازند.
روستاي مارين در شيب ملايم دره استقرار يافته است و بافت مسکوني متراکم دارد. واحدهاي مسکوني در يک و يا دو طبقه ساخته شده‌اند. سقف مسطح، ايوان، پنجره‌هاي کوچک و ديوارهاي قطور، ويژگي مشترک خانه‌هاي روستا است. ديوارها معمولاً به وسيله کاهگل اندود شده‌اند. اکثر خانه‌هاي روستا، معمولاً رو به جنوب ساخته شده و در ساخت آن‌ها از سنگ، خشت، گل، آجر و تيرهاي چوبي استفاده شده است. کوچه‌هاي روستا، پهن و قابل دسترسي هستند، به طوري که وسايط نقليه به راحتي مي‌توانند در روستا تردد نمايند. خانه باغ‌هاي روستا، بر زيبايي فضاي عمومي روستا افزوده است.
جاذبه‌هاي گردشگري
روستاي مارين به دليل شرايط مساعد اقليمي و چشم‌اندازهاي بي‌نظير طبيعي، همه ساله گردشگران و طبيعت دوستان بسياري را به سوي خود جلب مي‌کند.
استقرار روستا در ميان دره‌اي که پيرامون آن را ارتفاعاتي بلند دربرگرفته‌اند، چشم‌اندازهاي بديعي از تلفيق زندگي انسان و طبيعت پديد آورده است. اين ارتفاعات جنگلي، در فصول بهار و تابستان تفرجگاه عمومي مردم روستا و گردشگران است.
پوشش گياهي و جانوري منطقه با انواع گياهان دارويي کتيرا، گل‌گاوزبان و گل بنفشه و جانوران و پرندگان وحشي مانند گرگ، روباه، خرگوش، قوچ، ميش، گراز، شاهين و کبک، از ديگر جاذبه‌هاي طبيعي روستا به شمار مي‌رود.
حواشي درياچه سد کوثر از جمله جاذبه‌هاي گردشگري روستاي مارين است. درياچه پشت اين سد که در 17 کيلومتري روستاي مارين قرار دارد، از قابليت مناسبي براي ساماندهي ورزش‌هاي آبي برخوردار است.
مهم‌ترين بناي مذهبي روستاي مارين، مقبره امام‌زاده حميده خاتون است. مقبره اين امام‌زاده بسيار ساده است. مردم روستا، نذورات خود را وقف امام‌زاده حميده خاتون مي‌نمايند.
مردم روستاي مارين در اعياد بزرگ ملي و مذهبي مانند نوروز، فطر، قربان و غدير به جشن و پايکوبي و در ايام محرم و وفات ائمه به عزاداري مي‌پردازند. مهم‌ترين مراسم ويژه اين روستا، مراسم «کوسه گلين» است که در فصل زمستان و هنگام خشکسالي به منظور طلب باران برگزار مي‌شود.
سازهاي سرنا، دهل و نقاره، آلات رايج در موسيقي روستاي مارين هستند. اين سازها، آواها و نغمه‌هاي محلي را در مراسم مختلف همراهي مي‌کنند. در مراسم شادي و عروسي، رقص‌هاي محلي زيبايي اجرا مي‌شود.
از معروف‌ترين بازي‌هاي رايج در روستا مي‌توان به بازي کل کل برد، هفت سنگ، گرنا من کيش، فربجک، ترکه بازي، چوگو و بره غزي اشاره نمود.
پوشاک محلي مورد استفاده مردان اين روستا شلوار و پيراهن، جبه، کلاه نمدي، شال، دوال (کمربند)، زناره و کورک مي‌باشد. پاپوش مردان اغلب گيوه، گالش و کفش است.
پوشاک زنان روستا، طرح‌ها و رنگ‌هاي متنوع و زيبايي دارد و مشتمل بر دستمال لاکي يا چارقد لاکي به رنگ مشکي، لچک، دستمال دور سر، دلک (آرخاليق و کت زنانه)، جومه (پيراهن پرچين، و بلند) تنبان، مناگير (دستبند) و چادر است. پاپوش معمول زنان، نعلين، کفش و گيوه است.
توليد صنايع دستي و بافته‌هاي پشمي در ميان روستائيان و عشاير منطقه متداول است. انواع گليم، جاجيم، قالي و توبره، مهم‌ترين صنايع دستي و هنري مردم روستاي مارين مي‌باشد.
معروف‌ترين سوغات روستاي مارين را صنايع دست بافت، انار، رب انار، کره، ماست، روغن، کشک و دوغ محلي تشکيل مي‌دهد.
آش کارده، آش دوغ، شيربرنج، گونه و نان تيري، از غذاهاي محلي معروف و خوش طعم اين روستا هستند.
دسترسي: روستاي مارين از طريق شهر گچساران با جاده‌اي آسفالت قابل دسترسي است.

+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 14:56 |

قله خامی ارتفاع 3400 متر ( مسیر گچساران -مارین)

تاریخ صعود : 14/9/87

تعداد نفرات 14 نفر

آقایان : عیسی شفاعتی  ( راهنما) – جعفرزاده ( سرپرست)

 –باقری-آبیار- پور نصیر –مهمدی-هاشمی نژاد

-هاشمی –حکمت منش – رفعت ماه – یار محمدی

- بحری –یوسفی-نوروزی (سرپرست کوهنوردی تند گویان)-ممبینی( کمیته فنی تند گویان)  

 سفر نامه مارین

در تاریخ 13/9/87 ساعت چهارده  از درب مجتمع حرکت شروع و تیم کوهنوردی با یارانی که عزم را جزم نمودند در شرایط آب و هوای برفی و دمای منفی چهار درجه قله خامی را از مسیر  روستای مارین فتح نمایند .ساعت حوالی 18 به گچساران که راهنما آقای عیسی شفاعتی  که از کارگران زحمت کش شرکت نفت  گچساران و تجربه حنگ و جبهه را هم داشت از تیم  با لبخند و صمیمیت  روستای استقبال کرد و به طرف روستای مارین حرکت نمودیم هوا تاریک شده بود وما پیچ و خم های جاده کوهستانی روستای مارین را نمی دیدیم و آدمی را یاد جاده های شمال کشور میاندازد  از گچساران  بعد از یک ساعت به روستای مارین رسیدیم   در روستا  در  هوای تاریک و سرما ی کوهستانی در کوچه و پس کوچه های مارین بعد از پایین آوردن کوله پشتی ها پشت سر راهنما به خانه دوست و همکارمان آقای آبیار رفتیم در آنجا خانواده آقای آبیار با استقبال  گرم و لبخند ی از صداقت و پاکی از ما استقبال کردند پنجشنبه ساعت چهار صبح بچه ها بیدار شدند و در پگاه روستا  مارین در شیب حرکت مان را شروع و تا ساعت هشت صبح که به پای چشمه رسیدیم بچه ها شروع به تدارک صبحانه شدند و از آب چشمه کتری را آب نمودیم ولی ضد حالی  بچه ها خوردند که یکی از بچه ها فراموش کرده بود چای خشک را بیاورد  در هر صورت بعضی بچه ها آب جوش را به خیال چای بالاخره خوردند   حرکت را ادامه داده تا ساعت 15  که محل  کمپ دوم  و موقع نهار خوردند بود ایستادیم  بعد از  جمع آوری هیزم  و تهیه آتش و صرف نهار  که از دور تعدادی شکار چی با تفنگ های مختلف از دور پیدا شدند بچه ها با خوش رویی از آنها استقبال کردند و یکی از بچه ها سراغ چای خشک از می گیرد که برای سه وعده به ما چای میدهند و با دیدن اسلحه ها بچه ها حوس تیر انداختن به سرشان زد که حدود هفت یا هشت تیر بچه ها تیر انداختند  و بعد از خداحافظی شکار چی

  ها  هوا شروع به ابری شدن گردید و لکه های ابرهای سنگین بالای سرمان شروع به باریدن برف نمود در یک لحظه بچه ها بارانی و پانچو های خود را سریع پوشیدند با باریدن برف  برنامه صعود تغییر نمود 

و محل کمپ خواب تغیر پیدا کرد ودر همانجا بچه ها با بررسی محل و شناسایی منطقه چادر ها را بر پا نمودیم بعد از بر پایی چادر ها  و قطع شدن برف و نزدیکی به ساعت پنج  تا قله حدود چهار ساعت راه داشتیم  که کوله پشتی ها را درون چادر ها گذاشته و بدون کوله به قصد صعود به رفتن در شیب ادامه دادیم با تاریک شدن هوا و مسیر یخ زده و برفی و صخره ای از  سرعت تیم  کاسته  شد  از دور قله خامی پوشیده از برف پاییزی بود با بررسیهای جوی و شرایط محیطی و فنی نفرات و انتخاب یکی از قلل نزدیک به خامی نقطه صعود تیم را عوض نمودیم که از لحاظ ایمنی و شرایط تیم و سلامتی  به نفع بچه ها  بود که به قله اصلی صعود ننمایند که بچه ها به قله مورد نظر رسیدند صعود به این قله با قله خامی از لحاظ فنی و شرایط تحمل شده هیچ چیزی از ارزشهای تیم و کار بچه ها کم نمیکرد  بچه ها پلاکارد را در آورده و شروع به عکسهای یادگاری گرفتن نمودند  و بعد شروع به برگشته به طرف کمپ چادرها نمودیم شرایط برگشت قدری برای بچه ها سخت شد به خاطر تاریکی هوا و یخ زدگی زمین و شرایط سرما بالاخره به کمپ محل خواب رسیدیم  جمع آوری هیزم و آتیش روشن نمودن را بچه ها خیلی سریع انجام دادند تا پاسی از شب بچه ها دور آتش به گپ زدن مشغول شدند صبح جمعه از شدت سرما بعضی از بچه ها زود تر از ساعت موعد بیدار شدند هوا در شب به منهای چهار درجه رسیده بود که آب درون قمقمه ها یخ زده  بود  بعد از صبحانه خوردن ساعت هشت فرود را  از مسیر شیبی تند طبق برنامه شروع نمودیم  از این مسیر روستای مارین ما را روستای ماسوله گیلان میاندازد

از دور دست ها سمت چپ سد کوثر خود نمایی مینمودتیم در تاریک هوا  روستای مارین را دیده بود ولی در روز با روستایی که تمامی کوچه و پس کوچه ها  سنکفرش و بعضی جاها سیمان شده بود خود نمایی میکرد روستاییان  مارین از ورود افراد غریبه که باعث تخریب طبیعت و آسایش آنها میشود جلوگیری مینمایند به همین منظور در ورودی روستا  دروازه ای  نصب شده است که تنها راه اصلی به مارین میباشد ما با زیبائیهای مارین خداحافظی مینمایم و جالبترین قضیه در مسیر برگشت به گچساران  در پیچ و خم های جاده در یک شیبی که ماشین به طرف سرازیری در حرکت  میباشد جاذبه زمین ماشین را بر خلاف حرکت به طرف بالا میکشد که فوق العاده جالب و دیدنی بود  به گچساران رسیدیم  و مسیر برگشت تا ماهشهر را تا ساعت نه شب طی نمودیم و بچه ها به سلامت به منزل رسیدند  

+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 14:55 |
 
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 15:23 |
 
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 14:58 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 15:40 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 15:37 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 15:35 |
+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 15:33 |

تنگ آبی (رفت و برگشت 45 کیلو متر )
  
اگر از حومه شهر قلعه تل به سمت شمال شرق برویم به تنگه ای طولانی بر می خوریم که با شیبی تند دامنه جنوب غربی منگشت را شکافته و از بالادست آن انبوهی آب با جوش و خروش سرازیر است. در مسیر این آب چندین آبشار زیبا که ارتفاع بعضی از آنها بیش از 10 متر است به وجود آمده و به جز درختان معمول زاگرس از قبیل بلوط و بن و کلخونگ و ... در این تنگه درختان انجیر و مو و گردو نیز به چشم می خورد و در بعضی از جاها انبوه درختان مناظر شمال کشور را تداعی می کند.
   
مسیر این تنگه طولانی و سنگلاخ و در بعضی جاها صعب العبور و دارای پرتگاه است و در طول راه بایستی به دفعات زیاد عرض رودخانه را طی کرد و حتی مقداری از راه را باید در داخل رود طی کرد و حد اقل دو روز وقت باید برای این برنامه در نظر گرفت.  برنامه در روزهای آخر آبان ماه ۸۷ با افراد ذیل اجرا گردید

جعفرزاده (سرپرست)اژدری (راهنما)

آقایان: هاشمی نژاد-آبدار-آبیار-تیزپر- خیریت - پور نصیر - مهمدی - کردزنگنه -

خانم ها : رفعت ماه - یار محمدی - بحری - علیپور از تیم بندر امام مهمان

+ نوشته شده توسط اصغر جعفرزاده در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 15:17 |


Powered By
BLOGFA.COM